
عاشقانـہ ترین غَزل است
دستان تو
ڪـہ مے پیچد
میانِ موهآیِ مَن...

تلخ است ، تلخ تلخ ، این زندگے
امــــــــــــا
” لب هایت ”
عجب تعادلے برقرار ڪردہ است …
شیرین است ،شیرین شیرین …
در برابر این زندگے …

خـوشبـختـی یـعنـی . . .
یــه نـفـر بـاشه کـه بـخاطـر تـــــو
ضـربان قلبـش بـالا پـاییـن بـشه و تــو رو
بـا تـمـوم وجــودش بـخـواد
خدایا...
می خواهم اعتراف کنم!
دیگه نمیتونم...!
خسته ام...
من امانت دار خوبی نیستم
مرا از من بگیر...مال خودت
من نمیتوانم نگهش دارم..!!
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0